نوشته های پسر شهریور
طرح ، مینیمال ، کوتاهنوشته ، داستانک ، لحظه واره ، ترانکآرشیو برای ژانویه, 2008
اوس کریم !
زیمین گف نه
آسمون گف این لقمه واس دهن ما گشاته …
کوه زهرشو نداش …
حالا این وسط آدمیزاد خاس یه چیزی گفته باشه ، یه قنپزی در کرد …
آخه تو چرا …
اوس کریم تو چرا قبول کردی و امونتی رو دادی دستش؟
تو که می دونستی از اون دور که میاد ظلومی و جهولی ازش جار می زنه …
جاهل جماعتم که از همه جهول تر …
اوس کریم …
آی حرصم میگیره از دس نا لوتیایی که بالکل منکر امونتیت می شن …
از اسب افتادیم ولی از اصل که نیفتادیم …
یه چیزایی حالیمونه …
حالیمونه که بعضی از این آدمای دو پا بد جوری باهات تا کردن …
رخصت بدی دخل همشون آوردم به مولا …
به تاب سیبیلم قسم راس می گم …
حرف زدم ، پاشم واستادم ..
ولی می دونم کرمت بیش این حرفاس …
خود دانی
چاکرت فقز خاس عرض جون نثاری کرده باشه …
آخه ناجور خاطر خاته …
زت زیات!
اوس کریم … لاتم لاتای قدیمت …
لوتیم لوتیای سابق…
واس خودشون ابهتی داشتن …
بر و بیایی …
همیشه چار پنشتا نوچه دور و برشون می پلکید …
مو لای درز لاتگریشون نمی رفت ..
یکی نبود خر ما رو بگیره و بگه : آخه جوجه .. نونت نبود
آبت نبود …
تو این زمونه لات شدنت دیگه واس چی بود؟
ولی چه میشد کرد که رو پیشونی مام عشق لاتی نوشته شده بودن …
لات شدیم ولی نه از اون مشدیاش …
لات شدیم ولی نه ازون اصلاش …
چاکرت شد لات نا اصل …
هارت و پورتش زیاته ولی چیزی تو کاسش نیس…
اما این دم سحری مخلصت با این زیبون قاصر می خواد اصلش کنی …
می خواد خورده شیشه هاش سوا کنی …
اوس کریم!
جنس ناجور این جوجه لات خودتو جور کن …
اوس کریم!
می خوامت به مولا …. زت زیات!
- آقا ببخشید پاپ کورن چنده؟
Ø پاکن نداریم
- منظورم اینه که پف فیل دارین؟
Ø نه خانم من هیچ مرضی ندارم .. هموفیلی هم نیستم .. سالم سالمم .. اونم کارت بهداشتمه که قابش کردم اونجا … حالا چیزی می خواین؟
- هووووم .. گل ذرت می خوام
Ø گل فروشی مغازه بقله… امر دیگه ای باشه؟
- هیچی بابا ! بی زحمت پونصد تومن چس فیل!