نوشته های پسر شهریور

طرح ، مینیمال ، کوتاهنوشته ، داستانک ، لحظه واره ، ترانک

آرشیو برای فوریه, 2008

زنبور گوش به وحی خدا داد و خونه ساخت ، خوش به حالش …

ولی عنکبوت سر خود خونه ساخت ، بیچاره «اوهن البیوت» شد قسمتش!

(به نقل از مجید آقا عربی)

دوست دارم «کالانعام » باشم تا «لستم علی شیء»

«بزغاله» بودن بهتره یا «هیچی» نبودن ؟!

یا عقیله العرب

«یا لیتنی مت » کجا و «ما رایت الا جمیلا » کجا!

برای مجید سایبان

وفتی نه جمال یوسف هست

نه ملک سلیمون

نه همت چوپونی واسه شعیب

فقط می مونه یحیی بودن : «سیدا و حصورا »

کرم خدا رو ببین که وقتی پیشونی روی مهر شیره ای میده ، دو تا سجده با هامون حساب می کنه!

لا به لای اصول کافی  چشم چرونی می کرد

شهوت آیت الله شدن داشت….

به مجید عربی

اول قرآن یادم دادی ، بعد بابام منو کاشت!

علم القرآن * خلق الانسان

همیشه «نور» دنبال «مومنون» میاد!

راستی ها ، روی پل صراط «چپ» می شن

چپی ها یه «راست» می رن جهنم

این همه اختلاف قرائت ، ولی چه فایده  وقتی  هیچ کس نخونده :

حم * عشق*