نوشته های پسر شهریور

طرح ، مینیمال ، کوتاهنوشته ، داستانک ، لحظه واره ، ترانک

آرشیو برای آوریل, 2008

عقلش در حد «هدهد» است

هر کس

غیر از «خُلق» تو را

«عظیم » بداند

یکی را همین نزدیکی ها حاجت روا کن

دلم هوس آش نذری کرده!

به همه هستی نیرو می دهی بی آنکه نیرویی بگیری ، پس قانون دوم نیوتون چه ؟ آه ، راستی تو از جنس جسم نیستی !

متشابه به کفار شده ام

تاویلم که نه …

تحویلم بگیر!

عاشقت شده ام …

چه اشتباه قشنگی!

«متشابه » به کفار هم که باشم

چیزی از «آیه » بودنم  کم نمی شود

«تاویلم» کن به «محکمات» خودت

و لقد زینا السماء الدنیا بمصابیح

هم مایه قشنگی ، هم چراغ ، هم هدایت ، هم دیو ران و تیر غیب :

چه ستاره های چند منظوره ای!

(برای مادر علی رضاا)

یک دنیا ؟

نه!

من را چه به عشق های قلیل؟!

تو را یک قیامت دوست دارم!

برای حال و روز این روزهای کاشان

چوب های خشک و این همه ادعای زرنگی؟!

پیشگامان توصیه و بازندگی!!