طرح ، مینیمال ، کوتاهنوشته ، داستانک ، لحظه واره ، ترانک
بایگانیِ می, 2008
می 29, 2008 در 6:24 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
با يک نظر تو رو به راهم
محتاجم و عاشقي، گناهم
اصلا تو براي شانس بنداز
من حوض شترگلوي باغشاهم
می 29, 2008 در 6:23 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
در وقت نماز عين «ساهون» شده ام
در سجده مثال «هم يرائون» شده ام
شاعر نشدم ، چه خوب! اما افسوس:
دنباله روي کردم و «غاوون» شده ام
می 14, 2008 در 5:43 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
میون هفت آسمون که نه
ولی بی تو
تا دلت بخواد روی گونه هام ستاره خیس دارم
می 14, 2008 در 5:42 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
هزار و سیصد و شصت و چاهار :
عجب سال وزینی!
می 14, 2008 در 5:41 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
بی یار …
هزار و سیصد و شصت و چهار
با تو …
متولد هزار و سیصد و عشقم!
می 14, 2008 در 5:40 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
می 4, 2008 در 7:54 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
اِنَّ صَلاتی وَ نُسُکی وَ مَحیایَ وَ مَماتی ،
همه اش به پای تو …
همه اش برای عشق …
می 4, 2008 در 7:51 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
سلطانعلی دم دست نیست وگرنه «کفش» های ما که مدت هاست «زرین» شده …
می 4, 2008 در 7:50 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
تو ، «ماه» ی …
من ، «ماهی»؛
یک امشب را مهمان «حوض» دلم باش !