نوشته های پسر شهریور

طرح ، مینیمال ، کوتاهنوشته ، داستانک ، لحظه واره ، ترانک

آرشیو برای نوامبر, 2008

بزرگ نیستم اما:

من در این وبلاگ ها جا نمی شوم

باور کن …

کلمه برای من تنگ است

دارم خفه می شوم…

ظهر ایمان

عصر خرد

حالا مدت هاست شب شده

«الیس الصبح بقریب ؟»

بهشتی می شوم

شک نکن!

یک عمر می خوانم و عمل می کنم :

«ان الانسان لفی خسر»!

به سرعت برق

به تندی باد

ولی بالاخره که باید واردش شوی

می آیی

برد و سلامش میکنی

ما، « فیها خالدون» ، جشن می گیریم!

(برای مجید آقا عربی)

یادت هست ؟

همیشه اول آیه فراموشم می شد …

حالا سال هاست آیه دوم سوره عصرم !

آیه بعدی چه بود؟

من ؟

متولد شهریور

عاشق سیب و گندم

استادم یک بار گفته بود :

«مردی برای تمام فصل ها!»

فصل بی قراری

فصل انتظار

فصل دیگری هم مانده ؟

نه!

اینجا «قطب» مشرق است!

مانده ام چه بگویم:

یا حساب من ضعیف است

یا تو

بی حساب می بخشی!