طرح ، مینیمال ، کوتاهنوشته ، داستانک ، لحظه واره ، ترانک
آرشیو برای نوامبر, 2008
نوامبر 26, 2008 در ساعت 12:46 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
بزرگ نیستم اما:
من در این وبلاگ ها جا نمی شوم
باور کن …
کلمه برای من تنگ است
دارم خفه می شوم…
نوامبر 26, 2008 در ساعت 12:46 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
ظهر ایمان
عصر خرد
حالا مدت هاست شب شده
«الیس الصبح بقریب ؟»
نوامبر 26, 2008 در ساعت 12:45 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
بهشتی می شوم
شک نکن!
یک عمر می خوانم و عمل می کنم :
«ان الانسان لفی خسر»!
نوامبر 26, 2008 در ساعت 12:44 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
به سرعت برق
به تندی باد
ولی بالاخره که باید واردش شوی
می آیی
برد و سلامش میکنی
ما، « فیها خالدون» ، جشن می گیریم!
نوامبر 26, 2008 در ساعت 12:44 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
(برای مجید آقا عربی)
یادت هست ؟
همیشه اول آیه فراموشم می شد …
حالا سال هاست آیه دوم سوره عصرم !
آیه بعدی چه بود؟
نوامبر 26, 2008 در ساعت 12:43 ب.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
من ؟
متولد شهریور
عاشق سیب و گندم
استادم یک بار گفته بود :
«مردی برای تمام فصل ها!»
فصل بی قراری
فصل انتظار
فصل دیگری هم مانده ؟
نه!
اینجا «قطب» مشرق است!
نوامبر 13, 2008 در ساعت 4:46 ق.ظ · طبقه بندی شده زیر 1
مانده ام چه بگویم:
یا حساب من ضعیف است
یا تو
بی حساب می بخشی!