نوشته های پسر شهریور

طرح ، مینیمال ، کوتاهنوشته ، داستانک ، لحظه واره ، ترانک

حَبلُ المتین من

گیسوهای توست؛

چاره پریشانی خاطر و خاطره ها.

به هر تارش ، چنگی می زنم و از تفرقه می پرهیزم .

از پرتگاه «من» بودن ، نجاتم میدهی؛

برادری که ندارم اما :

کم کم ،به منت نعمت بودن تو ، «تو» می شوم .

فعلا هیچ نظری نیست »

نظر شما

HTML-Tags:
<a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <pre> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>