نوشته های پسر شهریور

طرح ، مینیمال ، کوتاهنوشته ، داستانک ، لحظه واره ، ترانک

نی نامه (4)

ملای ما گفت :

«بشنو از نی چون حکایت می کند

از جدایی ها شکایت می کند.»

 

شکایت نی از جدائیه…

اشتباه نگیر شکایت نی رو با داد و هوار نچشیده ها و نرسیده ها.

جدایی مال وقتیه که قبلا با هم بودنی ،بوده باشه …

کی تا حالا ندیده عاشق شده که نی باشه؟

کی تا حالا نچشیده ، واله شده که تو باشی؟

همیشه اول نشونت میدن ، اول یه قطره به کامت میرزن ، بعد محرومت می کنن …

اول دستت رو میگیرن و میارن وسط باغ ، چشمت که به جمال روشنی هاش روشن شد ، خوب خوب که عاشق شدی ، بیرونت می کنن و درش رو می بندن ….

کلیدش رو ولی نمیشکنن …

اشتباه گفته هر کی فکر کرده کلیدش رو شکستن …

تنبلی هات رو قایم نکن پشت اینکه فکر کنی کلید رو شکستن …

کلیدش رو نشکستن ، ولی دستت هم ندادن …

پس باید بگردی و پیداش کنی …

همینجوری ولی نمیشه …

اول باید نشونیش رو بدونی …

باید بشینی پای حکایت یه نی ، آخه فقط نی بلده نشونی اون کلید رو …

ملای ما می گفت :

«بشنو از نی چون حکایت می کند

از جدایی ها شکایت می کند»

هنوز دیدگاهی بیان نشده»

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌واره‌ی وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s

دنبال‌کردن

هر نوشته‌ی تازه‌ای را در نامه‌دان خود دریافت نمایید.