نوشته های پسر شهریور

طرح ، مینیمال ، کوتاهنوشته ، داستانک ، لحظه واره ، ترانک

سیاست نامه (6)

تو را نصیحت میکنم به اینکه :

از هیچ موفقیتی مغرور نشوی .

اینکه مردم دیگر کشورها به جای تخم مرغ ، به سمت تو گُل پرتاب کنند یک موفقیت است اما فراموش نکن :

«آنها، در کشور تو ، حق رأی ، ندارند. »

سیاست نامه (5)

تو را نصیحت میکنم به اینکه :

در مورد هیچ موضوعی اظهار نظر نکنی ، مگر اینکه مجبور باشی.

هر جمله ای که از تو منتشر شود ، سلاحی در دست رقیبان توست.

سیاست نامه (4)

تو را نصیحت می کنم به اینکه :

ترکیب جمعیتی کشورت را بشناسی .

بسیار کسانی که گول ونک تا تجریش را خوردند و هلاک شدند.

سیاست نامه (3)

تو را نصیحت میکنم به اینکه :

سعی نکنی همگان را با خود همراه کنی که نخواهی توانست .

همراهی اکثریت ، تو را بس!

سیاست نامه (2)

تو را نصیحت میکنم به اینکه :

در تقبیح اعمال کسی که قصد داری او را به زیر بکشی و خود جایش را بگیری افراط نکنی ، شاید به زودی خودت مجبور به تکرار همان اعمال شوی!

پشت پرده هر عملی ، ضرورتی خوابیده است .

سیاست نامه (1)

تو را نصیحت می کنم به اینکه :

دست به هیچ تغییری نزنی ، مگر اینکه ناچار باشی .

پ.ن:

سیاست نامه، عنوان مجموعه ای از نصیحت های من به فرزندم علیرضاست که به مرور منتشر خواهند شد. باشد که برای شما نیز مفید واقع شود.

«چیز» بود؟

نه!

اتفاقا خیلی هم «نا چیز» بود!

پ.ن :

رحم الله من یقرأ الفاتحه مع الصلوات.


 

تو    تو    تو    

تو    تو    تو

 

همه جوره قشنگی!

پ.ن :

برای اینکه فکر نکنی ساده که باشی دوستت ندارم ، اصلا :

تو    تو    تو    تو    تو    تو

باز هم قشنگی!

 

استغفرک و اتوب الیک

می توانم

برای آهوها، شعر بگویم

برای پرستوها، ترانه

برای پروانه های روی تاب ، غزل های بی تابی

ولی تا تو الهه من باشی ، از همین سطر ها هم :

استغفار می کنم و به آغوش تو باز می گردم !

حَبلُ المتین من

گیسوهای توست؛

چاره پریشانی خاطر و خاطره ها.

به هر تارش ، چنگی می زنم و از تفرقه می پرهیزم .

از پرتگاه «من» بودن ، نجاتم میدهی؛

برادری که ندارم اما :

کم کم ،به منت نعمت بودن تو ، «تو» می شوم .

من نیز

در قلب تو جایی دارم :

تهی ،

زیر مجموعه همه مجموعه هاست!

«تو

تو

تو

تو

تو

تو

تو …»

می بینی ؟ دائم الذکر شده ام!

بودنت می کُشد

نبودنت می کُشد

حالا منم و آرزوهای بودنت

منم و ترجیح های بلا مُرَجَّح

عاقلانه نیست ولی

عاشقانه که هست!

به کوتوله ها میگن : آقا رشید

به کچل ها می گن : زلفعلی

اسم عفریت های نحس شد : حُسنی مبارک!

لن تنالو البر حتی تنفقو مما تحبون

پ.ن :

راستی ،

چه طور می توانم تو را انفاق کنم .

کریسمس است …

همه نوار شاد می خواهند

بي مشتري مانده

با آن آهنگ حزينش

نوار غزه!

این همه شعر

این همه شعار

این همه محکوم می کنیم

که کردیم…

کار دو تا لنگه کفش تو را

کی کرد؟!

یلدا بود

با تو بودم

زود گذشت …

یلدا هم یلداهای دوری !

می آیی …

دکان آفتاب را تخته می کنی؛

می آیی …

خورشید ، ماهواره ات می شود!

(1)

گرگم

ولی لباس میش پوشیده ام

اجازه هست قربانی ات شوم؟

(2)

گوسفند شدیم

قربانی زنده ماندن دیگران

نه خط به گلوی آن ها آمد

نه خم به ابروی پدرهاشان

نمرود هایی در لباس ابراهیم!

« Newer entries · Older entries »